؟!خسته ام می فهمید

خسته از آمدن و رفتن و آواره شدن
خسته از منحنی بودن عشق
خسته از حس غریبانۀ این تنهایی
بخدا خسته ام از این همه تکرار سکوت
بخدا خسته ام از این همه لبخند دروغ
بخدا خسته ام از حادثۀ صاعقه بودن در باد
.همۀ عمر دروغ 
گفته ام من به همه
:گفته ام
!عاشق پروانه شدم
!واله و مست شدم از ضربان دل گل
!شمع را میفهمم
کذب محض است
دروغ است
!!دروغ

من چه می دانم از
؟!حس پروانه شدن