غم،تنهايي،اشك،ترس،تنهايي،اشك،سياهي،تنهايي،اشك،وحشت،اشك،اشك،اشك،اشك و خون.شايد اين سرنوشت دختر مردابه،شايد دختر مرداب هيچ وقت نبايد به كسي دل ببنده،شايد دختر مرداب لياقت عشقو نداره.شايد عشق اِنقدر وسيعه كه دختر مرداب نمي فهمش.شايدم اين عشقه كه لياقت اونو نداره،شايد اين عقشه كه دختر مردابو نمي فهمه،شايد اين وسعت قلب دختر مردابه كه عشقو تو خودش گم كرده.عشق؟اصلآ عشقي كه داريم ازش مي گيم يعني چي؟يعني اينكه يِكيو خيلي دوست داشته باشي؟يعني يكيو خيلي بخواي؟يعني يكيو انقدر بخواي كه ديگه خودتو نخواي؟كه ديگه هيچ كسو نخواي؟كه فكر كني همون يه نفر براي هميشه كافيه؟كه فكر كني همون يه نفر همه ي زندگيتو پر كرده؟خب چه فايده اي داره؟همه ي اينا چه فايده اي داره وقتي كسي كه عاشقشي تو رو نخواد؟وقتي كه عشقي كه تو قلبته مثل يه موريانه وجودتو از داخل خالي مي كنه،خالي خالي،تُهي،يه عشق پوچ...